یک عمر برای ملیکا مادری کرد؛ امروز برای درمانش کمک میخواهد
روزی که لیلا تصمیم گرفت دخترِ خواهرشوهرش را بزرگ کند، خودش هم زندگی آسانی نداشت. نه خانهای داشت، نه درآمدی ثابت و نه پشتوانهای مطمئن. با همسری زندگی میکرد که خشونت داشت، خانه را ترک میکرد و مسئولیتی در قبال زندگی مشترک نمیپذیرفت.
با این حال، دل لیلا طاقت دیدن دختر یکسالهای را نداشت که مادرش رهایش کرده بود و پدرش نیز توان و مسئولیت لازم برای مراقبت از او را نداشت.
پدر و مادر ملیکا هر دو درگیر اعتیاد بودند. پس از جدایی، مادر ملیکا او را ترک کرد و دیگر به سراغش نیامد. پدر نیز زندگی ناپایداری داشت و نمیتوانست از کودک مراقبت کند.
لیلا که خودش سالها طعم خشونت و محرومیت را چشیده بود، تصمیم گرفت ملیکا را نزد خود نگه دارد و بزرگ کند؛ بدون آنکه در ازای این کار چیزی بخواهد.
زندگی پس از آن هم برایش آسان نشد. همسرش از خانه رفت و لیلا برای تأمین هزینههای خودش و ملیکا هر کاری که از دستش برمیآمد انجام داد؛ از کارگری و پخت نان تا کارهای فصلی و خدماتی. درآمد اندک و نامنظم بود و سرانجام نتوانست اجاره خانه را پرداخت کند.
لیلا و ملیکا برای اینکه بیسرپناه نمانند، به یک کارگاه کابینتسازی پناه بردند و در ازای نگهبانی، اجازه پیدا کردند در اتاقکی داخل همان کارگاه زندگی کنند.
سالها گذشت و ملیکا با همه دشواریها بزرگ شد و به مدرسه رفت. امروز او یک دختر نوجوان است؛ اما زندگی همچنان برایش آسان نشده است.
مدتی است ملیکا دچار مشکلات جدی تنفسی شده. سرفههای شدید دارد و به گفته لیلا، گاهی هنگام سرفه خون مشاهده میشود. زندگی طولانیمدت در محیط آلوده کارگاه نیز نگرانی درباره وضعیت ریههای او را بیشتر کرده است.
اما لیلا توان پرداخت هزینه ویزیت، آزمایش، دارو و ادامه درمان ملیکا را ندارد.
حالا زنی که سالها بدون هیچ چشمداشتی برای ملیکا مادری کرده، از یک چیز میترسد؛ اینکه بیماری، دختری را که با همه سختیها بزرگ کرده از او بگیرد.
این روزها برای بسیاری از خانوادههای کمبرخوردار، هزینه درمان آنقدر سنگین شده که گاهی بیماری را تحمل میکنند، اما سراغ پزشک نمیروند. ملیکا یکی از همین کودکان و نوجوانان است.
پنجشنبه مهرورزی این هفته را به تأمین هزینه درمان ملیکا و حمایت از کودکان و نوجوانانی با شرایط مشابه اختصاص دادهایم؛ و در ادامه، امیدواریم بتوانیم برای ملیکا و لیلا سرپناهی امنتر و دور از آلودگیهای کارگاه نیز فراهم کنیم.
لیلا یک عمر برای ملیکا مادری کرده است؛
امروز نوبت ماست که کنارشان بایستیم.
کمک کنیم بیماری، فقط بهدلیل نداشتن پول، بیدرمان نماند.