روز افتتاح مهد مهر تهران، فقط افتتاح یک مهد نبود؛ تحقق یک رؤیای دیرینه بود.
رؤیای ایجاد پناهگاهی امن برای کودکانی که در دل تاریکی محلههایی مثل شوش و هرندی، چشم به زندگی گشودهاند؛ کودکانی که پیش از آنکه معنای کودکی را بفهمند، قربانی اعتیاد والدین، انواع بهرهکشی ها یا اجارهدادنهای پنهانی شدهاند.
همه ما، هر بار که از کوچههای شوش رد میشدیم، این درد را میدیدیم؛ کودکانی که در پاتوقها میلولیدند، در آغوش مادران بیقرار، در سایه مردانی بیرحم. اما روزی رسید که دیگر فقط «دیدن» کافی نبود.
در همان سال، خانم فاطمه دانشور، بنیانگذار مهرآفرین، تصمیم گرفت رؤیای ناتمام دکتر سام آرام را دوباره زنده کند؛ همان مددکار اجتماعی پیشکسوتی که پیش از انقلاب از ضرورت راهاندازی مهد کودک برای کودکان مادران پرخطر سخن گفته بود؛ اما آن تجربه، بهدلیل فشارها و ناپایداری، دوام نیاورد.
و اینگونه شد که مهد مهر تهران در دل یکی از آسیبخیزترین مناطق کشور شکل گرفت؛ نخستین مهد رسمی مهرآفرین.
جایی برای کودکانی که بدون شناسنامه، بیسقف امن، بدون وعدهی غذا و محبت، در معرض آسیبهایی غیرقابل وصف بودند.
حالا سالها از آن روز میگذرد.
و این مهد، هنوز فعال است؛
با وعده غذای گرم، مراقبت بهداشتی، آموزش، بازی و مهر.
خانهای کوچک، اما سنگری بزرگ در برابر زخمهای عمیق شهر