در کوچهای از شهر رفسنجان، خانهای قدیمی بود؛ خانهای با دیوارهایی که روزی صدای خندههای یک خانواده را در دل خود حفظ کرده بودند. جایی که صبحها با بوی نان و چای مادرانه آغاز میشد و عصرها با بازی و شیطنت بچهها به رنگ زندگی درمیآمد. اما حادثهای تلخ، آن خانه را به سکوتی سنگین سپرد؛ تصادف رانندگی، پدر، مادر، برادر ۱۶ ساله و خواهر ۱۰ ساله خانواده را از این دنیا برد. و تنها سمیه و حسین ماندند؛ دو جوان داغدیده، اما ایستاده بر ایمان و امید. خانه، سالها خاموش و خاموشتر شد… تا اینکه این دو خواهر و برادر، تصمیمی بزرگ گرفتند: بازسازی خانه نه فقط با آجر و گچ، که با عشق و یاد عزیزانشان. و اینگونه بود که خانه مهر مادر متولد شد؛ خانهای که دیگر فقط یک خانه نیست؛ پناهیست برای پسران ۷ تا ۱۲ سالهای که تجربهی کودکیشان را از دست دادهاند. کودکانی که رنج فقر، خشونت، بیخانمانی یا بیسرپرستی، بر دل کوچکشان سنگینی میکند، اما حالا در اتاقهای روشن این خانه، دوباره به زندگی لبخند میزنند. اینجا، هر لبخند یعنی امید، هر نقاشی یعنی رؤیایی که دوباره جان گرفته، و هر روز، فرصتی تازه برای شروعی دیگر است. این خانه، ثمره یک انتخاب مهربانانه است. چراغی که از دل یک غم بزرگ روشن شد، تا چراغ امید دلهای کوچک دیگری خاموش نماند…